الشيخ عباس القمي

65

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

و روز اوّل و دوّم حضرت جوابى به او نفرمود ، روز سيّم كه ايشان را ملاقات فرمود امير المؤمنين عليه السّلام به آن زن اشاره فرمود كه : دوباره عرض حال كن ، آن زن سخن گذشته را اعاده كرد ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : مترصد هستم قافلهء با امانتى پيدا شود تو را به ولايتت بفرستم ، و از او عفو فرمود . « 1 » [ اندرز پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به سرداران لشكر : ] ارباب سير در سيرت آن حضرت نوشته‌اند كه چون لشكرى را مأمور مىنمود قائدان « 2 » سپاه را با لشكريان طلب فرموده بدين گونه وصيّت و موعظه مىفرمود ايشان را ، مىفرمود : برويد به نام خداى تعالى و استعانت جوييد به خداى و جهاد كنيد براى خداى بر ملّت رسول خداى . هان اى مردم ! مكر نكنيد ، و از غنايم سرقت روا مداريد ، و كفّار را بعد از قبل چشم و گوش و ديگر اعضا قطع نفرماييد ، و پيران و اطفال و زنان را نكشيد ، و رهبانان « 3 » را كه در غارها و بيغوله‌ها « 4 » جاى دارند به قتل نرسانيد ، و درختان را از بيخ نزنيد جز آن كه مضطر باشيد و نخلستان را مسوزانيد ، و به آب غرق مكنيد و درختان ميوه‌دار را بر نياوريد ، و حرث « 5 » و زرع را مسوزانيد باشد كه هم بدان محتاج شويد ، و جانوران حلال گوشت را نابود نكنيد جز اين كه از بهر قوت « 6 » لازم افتد « 7 » و هرگز آب مشركان را با زهر آلوده مسازيد و حيلت مياريد .

--> ( 1 ) سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 225 . ( 2 ) رهبر ، سردار . ( 3 ) به كسى كه ترك دنيا كرده و در گوشه‌اى از بيابان خدا را عبادت مىكند راهب مىگويند . ( 4 ) بيغوله : خرابه . ( 5 ) حرث : زراعت . ( 6 ) قوت : خوراك . ( 7 ) بحار الأنوار ، ج 19 ، ص 179 ؛ الكافى ، ج 5 ، ص 27 - 31 .